گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ، کاین غُصه هم سر آید
حافظ
نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392  توسط محمد گوهری
|
نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392  توسط محمد گوهری
|
وصیت نامه ی وحشی بافقی
روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد
مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید
بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ
...
جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید
روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد
روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت
روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد
مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید
بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ
...
جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید
روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد
روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت
نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392  توسط محمد گوهری
|
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1391  توسط محمد گوهری
|
سرشته در ازل با رحم شد آب و گل آدم
چه شد رحم تو ظالم گرنه ای از آب و گل دیگر؟
طوفان مازندرانی
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1391  توسط محمد گوهری
|
محالست این که بعد از مرگ هم دست از تو بردارم
که چون من خاک گردم گرد دامان تو خواهم شد
سرخوش
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1391  توسط محمد گوهری
|
این همه فرق میان خط یک کتاب چیست
سرنوشت همه گر از قلم تقدیر است
کلیم کاشانی
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1391  توسط محمد گوهری
|
دو لب خواهم : یکی در می پرستی
یکی در عذرخواهی های مستی
طالب آملی
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391  توسط محمد گوهری
|

